سجاده ام امشب، عطر تو را می داد

گویی در این خلوت، کرده تورا فریاد

 

هر قطره ی اشکم، تسبیح امشب شد

بی تابی ام امشب، همسنگ زینب شد

 

آقا بیا وقت است، خسته ز بیدادم

با یاد تو مهدی، هر لحظه فریادم

 

گویی نمیدانی شیعه چه تنها شد

سرها به جرم عشق، مُثله ز تن ها شد

 

آقا بیا وقت است، کوفه شده ست اینجا

یاران تو بی کس، یاران تو تنها

 

بی تو یتیمانند بی تو پریشانند

هر لحظه نامت را، با ناله می خوانند

 

آقا بیا وقت است، زهرا پریشان است

در حسرتت آقا، شیعه به زندان است

 

ما چون یتیمانیم در کوی تو مولا

یک گوشه ی چشمی، بر ما نما آقا

 

آقا بیا وقت است، شیطان غزل خوان شد

دیده به راه تو، دل ها پریشان شد

 

امشب به سجّاده، زجّه زنم آقا

شاید که بنمایی رخ بر دلم مولا

 

باشد که باز آیی، شیعه شده ست تنها

آقا نمی بینی در خون شده است دنیا؟

 

 آقا بیا وقت است، خسته ز بیدادم

با یاد تو مهدی، هر لحظه فریادم