چگونه متوجه شویم...

560e47de03abbqut.jpg
 جوانی با قصد مزاحمت به یک دختر پیام داد:
ممکن هست خودرامعرفی کنید؟؟؟؟؟
دختر گفت بله چراممکن نیست؛؛؛؛؛؛ من حواء هستم!!! ازپهلوی تو آفریده شدم تا اذیّتم نکنی و فراموش نکنی قطعه ای ازوجودتم! من هدیه الهی هستم که به تو ارزانی شد تا بعد ازخروج از بهشت تنهاوافسرده نباشی. وقتی دنبال همدم بودی مونس تنهائی تو شدم، من مادر ، خواهر ، دختر ، همسر و دوشیزه شدم تا پاسدار کیان خانواده ات باشم! من سوره نساء ،، مجادله،،، نور ،،،، طلاق ،،،،، مریم،،،،،، هستم! من همانم که وقتی مادر شدم بهشت در زیر پایم قرارمیگیرد... من همانی هستم که نصف میراث ات را برایم تعیین کرده اند نه بابت کسرشأنم بلکه، برای اینکه مسؤلیت تمام هزینه و امورمالی ام را تو عهده دارهستی! من همانی هستم که پیامبر فرمود: شما راسفارش میکنم به زنان نیکی کنید؛

حال جناب محترم شما که هستید؟


جوان پاسخ داد من توبه کننده بسوی اللّه هستم آفرین به مادری که تو را تربیت نموده است.....

ازدواج ونماز

آفت اول :اگر مبتلا به شهوت شدى

راه حل :در نمازت تجديد نظر كن حتما دجار سهل انگارى

در نماز شده اى

بدليل ايه

(فخلف من بعدهم خلف اضاعوا الصلوة واتبعوا

الشهوات...59/مریم،ص309).

آفت دوم اگر احساس بدبختى وعدم توفيق كردى

راه حل :در رابطه ات با مادرت تجديد نظر كن

دليل -ايه

(وبربوالدتى ولم يجعلنى جبارا شقيا...32/مریم،ص307).

آفت سوم اگر احساس تنگى وسخت شدن زندگى كردى

راه حل :رابطه ات با قران درست كن

دليل -ايه

(ومن اعرض عن ذكرى فان له معيشة ضنكا...124/طه،ص320).

معرفت

شهید حسین خرازی نقل می‌کرد: ﻭﻗﺘﯽ تو جبهه ﻫﺪﺍﯾﺎﯼ ﻣﺮﺩﻣﯽ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ‌ﮐﺮﺩﯾﻢ،
ﺩﺭ ﻧﺎﯾﻠﻮﻥ ﺭﻭ ﺑﺎﺯﮐﺮﺩﻡ ﺩﯾﺪﻡ ﮐﻪ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﯾﮏ ﻗﻮﻃﯽ ﺧﺎﻟﯿﻪ ﮐﻤﭙﻮﺗﻪ ﮐﻪ ﺩﺍﺧﻠﺶ ﯾﮏ ﻧﺎﻣﻪ ﺍﺳﺖ.
در نامه نوشته بود:

ﺑﺮﺍﺩﺭ ﺭﺯﻣﻨﺪﻩ ﺳﻼﻡ، ﻣﻦ ﯾﮏ ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯ ﺩﺑﺴﺘﺎﻧﯽ ﻫﺴﺘﻢ.
ﺧﺎﻧﻢ ﻣﻌﻠﻢ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﻤﮏ ﺑﻪ ﺭﺯﻣﻨﺪﮔﺎﻥ ﺟﺒﻬﻪ‌ﻫﺎﯼ ﺣﻖ ﻋﻠﯿﻪ ﺑﺎﻃﻞ
ﻧﻔﺮﯼ ﯾﮏ ﮐﻤﭙﻮﺕ ﻫﺪﯾﻪ ﺑﻔﺮﺳﺘﯿﻢ. ﺑﺎ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺭﻓﺘﻢ ﺍﺯ ﻣﻐﺎﺯﻩ ﺑﻘﺎﻟﯽ ﮐﻤﭙﻮﺕ ﺑﺨﺮﻡ.
ﻗﯿﻤﺖ ﻫﺮ ﮐﺪﺍﻡ ﺍﺯ ﮐﻤﭙﻮﺕﻫﺎ ﺭﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪﻡ، ﺍﻣﺎ ﻗﯿﻤﺖ ﺁﻧﻬﺎ ﺧﯿﻠﯽ ﮔﺮﺍﻥ ﺑﻮﺩ،
ﺣﺘﯽ ﮐﻤﭙﻮﺕ ﮔﻼﺑﯽ ﮐﻪ ﻗﯿﻤﺘﺶ 25 ﺗﻮﻣﺎﻥ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﺍﺭﺯﺍﻥﺗﺮ ﺑﻮﺩ ﺭﺍ ﻧﻤﯽﺗﻮﺍﻧﺴﺘﻢ ﺑﺨﺮﻡ.
ﺁﺧﺮ ﭘﻮﻝ ﻣﺎ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺳﯿﺮﮐﺮﺩﻥ ﺷﮑﻢ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻫﻢ ﻧﯿﺴﺖ.
ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﺑﺮﮔﺸﺖ، ﮐﻨﺎﺭﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﺍﯾﻦ ﻗﻮﻃﯽ ﺧﺎﻟﯽ ﮐﻤﭙﻮﺕ ﺭﺍ ﺩﯾﺪﻡ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻢ ﻭ
ﭼﻨﺪ ﺑﺎﺭ ﺑﺎ ﺩﻗﺖ ﺍﻥ ﺭﺍ ﺷﺴﺘﻢ ﺗﺎ ﺗﻤﯿﺰ ﺗﻤﯿﺰ ﺷﺪ.
ﺣﺎﻻ ﯾﮏ ﺧﻮﺍﻫﺶ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺑﺮﺍﺩﺭ ﺭﺯﻣﻨﺪﻩ ﺩﺍﺭﻡ، ﻫﺮﻭﻗﺖ ﮐﻪ ﺗﺸﻨﻪ ﺷﺪﯾﺪ
ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻗﻮﻃﯽ ﺁﺏ ﺑﺨﻮﺭﯾﺪ ﺗﺎ ﻣﻦ ﻫﻢ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﺑﺸﻮﻡ ﻭ
ﻓﮑﺮ ﮐﻨﻢ ﮐﻪ ﺗﻮﺍﻧﺴﺘﻢ ﺑﻪ ﺟﺒﻬﻪﻫﺎ ﮐﻤﮑﯽ ﮐﻨﻢ.

ﺑﭽﻪﻫﺎ ﺗﻮ ﺳﻨﮕﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺁﺏ ﺗﻮﯼ ﺍﯾﻦ ﻗﻮﻃﯽ ﻧﻮﺑﺖ ﻣﯽﮔﺮﻓﺘﻨﺪ،
ﺁﺏ ﺧﻮﺭﺩﻧﯽ ﮐﻪ ﻫﻤﺮﺍﻫﺶ ﺭﯾﺨﺘﻦ ﭼﻨﺪ ﻗﻄﺮﻩ ﺍﺷﮏ ﺑﻮﺩ

مگـه خـودم کیــم…؟

gal604.jpg?406888434

اگـه خواستــی در مـورد کـسـی قـضــاوت کنـــی…

آروم تـو دلـــت بگـــو

مگـه خـودم کیــم…؟

جملات زیبا در باره حجاب


دیدید وقتی می گیم تهرانی یعنی کسی که اهل تهرانه

حالا اگه با همین دید به کلمه ی "چادری" نگاه کنید

میشه معنی کرد:کسی که طرفدار چادره یا کسی که اهل چادره

متاسفانه پیدا میشوند بعضی خانم هایی که "چادری" هستند

اما "چادری" نیستند ،یعنی اهل چادر نیستند

از اون طرف خوشبختانه آقایون با وجودیکه واضحه کلا چادری نیستند

یعنی چادر سرشون نمی کنند،اما خیلی هاشون "چادری" هستند

لزوما" نباید هر خانمی که چادر سرش میکنه با عنوان "چادری"

خطاب بشه . . . !!!

من یک مرد چادری ام

من تو فضایی دارم زندگی میکنم که نسیمش معطر به

عطر و بوی "چادرخاکی"مادر شیعیان جهان اسلام است . . .

من "چادری" ام چون به چادر مادرم عشق می ورزم . . . .

من "چادری" ام چون رو چادر خواهرانم غیرت دارم . . .

من "چادری" ام چون همیشه اشکم برای چادر عمه ی

مظلومه ی امام زمان عجل الله جاریست . . .

من "چادری" ام چون چادر حجاب رو روی چشمام کشیدم و

فهمیده ام که هر مخلوقی ارزش نگاه ندارد . . .

امیدوارم حداقل همه ی خانم هایی که

"چادری" هستند "چادری" باشند

خوشبختی یعنی "رضایت"

مردم موهای صافشان را فر می‌زنند
و آنها که موی فرفری دارند موی‌شان را صاف می ‌کنند
عده‌ای جلای وطن کرده به خارج می‌روند
و آنها که خارج هستند و نمی‌توانند بازگردند
برای وطن دلشان لک زده و ترانه‌ها می‌سُرایند
مجردها می‌خواهند ازدواج کنند
متأهل‌ها می‌خواهند طلاق بگیرند
عده‌ای با قرص و دارو از بارداری جلوگیری می‌کنند
و عده‌ای دیگر با دارو و درمان به‌دنبال فرزنددار شــــدن هستند
لاغرها آرزو ﺩﺍﺭﻧﺪ کمی چاق بشوند
و چاق‌ها با مصرف قرص و دارو هر روز سعی در لاغر نمودن

خود دارند و همواره حسرت لاغری را می‌کشند
شاغلان از شغلشان می‌نالند
بیکارها دنبال شغلند
فقرا حسرت ثروتمندان را می‌خورند
ثروتمندان از دغدغه‌ی نداشتن صفا و خون‌گرمیِ فقرا می‌نالند
افراد مشهور از چشم مردم قایم می‌شوند
مردم عادی می‌خواهند مشهور شوند
سیاه‌پوستان دوست دارند سفیدپوست شوند
سفیدپوستان خود را برنزه می‌کنند
هیچ‌کس نمی‌داند تنها فرمول خوشحالی این است:
"قدر داشته‌هایت را بدان و از آنها لذت ببر"
قانون های ذهنی می‌گویند خوشبختی یعنی "رضایت"

فاطمیه...

1426752075817537.jpg
 

علی را سمت مسجد کشاندند و

فاطمه را سمت چهارچوب در

اری

پهلو که بیخودی نمی شکند!

http://s6.picofile.com/file/8178475000/photo_2015_03_20_01_40_45.jpg

 

 

نـوروز فـآطمی تون پـُر اَز نـِگآه بـآنو .....

 

かわいい のデコメ絵文字

 

چاشنی ایمانت

عَن النبی (صلّی الله علیه و آله) قال: «ثلاثةٌ حقٌ علی الله تعالی عونُهم، المجاهدُ فی سبیلِ اللهِ
و المکاتِبُ الذی یُریدُ الاَداءَ، و الناکحْ الذّی یُریُد العفافَ.»
پیامبراکرم(صلّی الله علیه وآله) فرمودند:«سه گروه بر خداوند متعال حق دارند تا آنها را یاری کند:
مجاهد در راه خدا و کسی که سعی می‌کند تا قرض خویش را ادا کند
و آنکه می‌خواهد ازدواج کند تا دامن خویش را پاک نگه‌دارد.»
نهج الفصاحه، ح ۱۲۱۹



از کوچه که رد می‌شد چشمش به دختر جوانی افتاد دلش لرزید، انگار که شیطان
کنارش ایستاده بود تا او را به گناه وادارد. وسوسه شد که بار دیگه نگاهش کند.
تا سرش را بلند کرد چشمش افتاد به تابلوی سر کوچه که نامگذاری شده بود به اسم یک شهید.
شرمنده شد سرش را انداخت پایین و سه مرتبه گفت: «استغفر الله ربی و اتوب الیه».
گذشت و رفت. شب بود که خواب دید در بند اسیر شده و دارد ناله سر می‌دهد و
فریاد کمک از او بلند است، که ناگاه جوانی آمد و او را نجاتش داد و با خود برد.

از او سوال کرد تو کی هستی؟ گفت: من همسایه‌ات بودم که بوسیله دیدن اسمم حیا کردی
و گناه نکردی. در این لحظه از خواب پرید و دوید سرکوچه، دوباره نگاهی به اسم شهید انداخت
و اشک بود که مجال نگاه را از او گرفته بود. خوابش تعبیر شده بود.

در بند گناه که اسیر شوی اسم شهید هم می‌تونه نجاتت دهد، فقط کمی غیرت نیاز داره
که چاشنی ایمانت کنی.




کوچه‌هامان را به نام شهدا کردیم تا هر وقت نشانی منزل‌مان را می‌دهیم بدانیم
از گذرگاه کدام شهید با آرامش به خانه می‌رسیم.


داد می‌زد گریه می‌کرد، می‌گفت: می‌خواهم صورت برادرم را ببوسم...
اجازه نمی‌دادند.
یکی گفت: خواهر است ... مگر چه اشکالی دارد؟ بگذارید برادرش را ببوسد.
گفتند: اصرار نکنید نمی‌شود چون ... این شهید سر در بدن ندارد.
شهید شیرعلی سلطانی بارها می‌فرمود: من شرم می‌کنم در پیشگاه اربابم امام حسین
سر در بدن داشته باشم.

دلی پاک

در دین، از ما عمل زیاد نخواسته‌اند بلکه عمل کم با اخلاص کافی است تنها چیزی که
از ما خواسته‌اند عمل به واجبات و ترک محرمات است. که این اعمال با دل پاک و روحی بالا
اثر بسیار زیادی خواهد داشت. قلبی که در آن کینه و نفاق نباشد و از کینه و حسادت به دور باشد.

روايت شده كه پيامبر (ص) در مورد مردي از انصار شهادت داد كه وي اهل بهشت است
و چون از حال او جستجو كردند، عمل فوق العاده‌اي از او نديدند جز اين كه هرگاه
به رختخواب خود مي رفت خدا را ياد مي كرد و برنمي خاست تا هنگام نماز صبح فرا مي رسيد.
پس اين مطلب به آن مرد گفته شد وي گفت: حقيقت همان است كه شما ديديد جز اين كه من
در نفس خود نسبت به هيچ يك از مسلمانان در چيزي كه خدا به او داده كينه و حسدي نمي يابم.»
_______________
راه روشن-ترجمه ي محجّه صاحبي

ورانشناسی نامه رهبری به جوانان اروپا و آمریکای شمالی

در نامه رهبری به جوانان اروپا و آمریکای شمالی درایت و زیرکی رهبر عزیزمان
خیلی قابل تامل و توجه است که ایشان از جهت روانشناسی نبض جوانان را در دست گرفتند
و کاری کردند که جوانان آن مناطق از جان و دل کلام آقا و مولایمان را بشنوند و گوش فرا دهند.

از جهت روانشناسی رهبری فرزانه اصول روانشناسی را در این نامه پیاده کردند.
سه اصل : تایید و تبدیل و تخریب .

در این نامه رهبر گرامی و عزیز ابتدا با اصل اول، بر نقطه قوت آنها را دست گذاشته
و هوشیارتر و زنده‌تر بودن حس حقیقت جویی در قلبهای جوانان را تایید کردند.
جوانان اورپا وآمریکای شمالی هم وقتی درخود این نقطه قوت راببینند تشویق وترغیب می‌شوند که
به این نامه اهمیت بدهند و ارزش از دست رفته خود را بدست آورند و آنرا احیا نمایند.

در فراز دیگر این نامه به اصل دوم پرداخته و مولی و رهبرمان شروع به تبدیل کردن
اشتباهات پرداخته و آنها را متوجه این واقعیت کردند و فرمودند که:
تلاشهای زیادی صورت گرفته تا تصویر و چهره اسلام را ترسناک جلوه دهند، که باید این دید
و نظر در جوانان تغییر کند و جوانان خود با ذهنی به دور از تعصبات به سراغ اسلام بروند.

و در اصل سوم به تخریب انحرافات پرداختند و فرمودند: برده داری و ستم بر رنگین پوستان
و غیر مسیحیان از کارهایی است که باعث شرمساری و سرافکندگی است که
محققین و مورخین از خود به جای گذاشتند که باید از بین برود.

بعد از این سه اصل با تلنگری وظیفه جوانان را مشخص می‌نماید و می‌فرماید:
از روشنفکران خود بپرسید چرا وجدان عمومی در غرب باید همیشه با تاخیری چند ده ساله
و چند صد ساله بیدار و آگاه شود.

 و در خواسته بعدی غیر مستقیم برتری اسلام را گوشزد کردند و فرمودند سعی کنید
شناخت مستقیم و بی واسطه از دین بدست آورید. بعد از این بیانها فرمودند:
آیا تاکنون خود مستقیما به قرآن مسلمانان مراجعه کرده اید؟
و تعالیم و آموزه‌های انسانی و اخلاقی او را مطالعه کرده‌اید؟

و در نهایت این زمان را بهترین فرصتی می‌داند که به دور از پیش داوری
و با فهم صحیح، آیندگان این برهه از تاریخ تعامل غرب با اسلام را با آزردگی کمتر و
وجدانی آسوده تر به نگارش در آورند.
...................................
منبع:http://www.jonbeshnet.ir